خواهرزاده این شهید در این خصوص از مادر شهید نقل می‌کند که شهید ابراهیمی قبل از انقلاب در دوران ابتدایی هم طرفدار راه و مرام امام خمینی(ره) بودند و حتی یک بار در روی دیوار بتنی مدرسه‌اش شعار مرگ برشاه می‌نویسد که معلم طاغوتی‌اش او را می‌بیند و او را مجبور می‌کند که با زبان شعار را پاک کند. از آنجایی که با تهدید معلمش مبنی بر اخراج از مدرسه مواجه می‌شود مجبور می‌شود با زبانش شعار را پاک کند و همین موضوع باعث شده بود که روزها طول بکشد تا ورم زبان شهید بهبود یابد.


شهید ابراهیمی با پیروزی انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی لباس رزم می‌پوشد و قدم در راه علی اکبرهای زمان می‌گذارد. او در این خصوص می‌نویسد: «بهترین مرگ شهادت و کشته شدن در راه خداست و قسم به کسی که جانم در دست قدرت اوست اگر در میدان نبرد با دشمن با هزار ضربه تیر کشته شوم این مرگ برای من گواراتر از آن است که در بستر بمیرم.» آری، او راهش را پیدا کرده بود و با بصیرت کامل در این راه قدم برداشت و سرانجام در رکاب یاران خمینی کبیر در کربلای کردستان به شهادت رسید.


آن شهید در وصیتنامه‌اش می‌نویسد: «انسان وقتی انسان است که خود را شناخته باشد و وقتی خود را شناخته است که بتواند با خودشناسی خدای خود را بشناسد. یعنی ارزش انسان در شناخت او نهفته است. اگر انسانی توانست به واقعیت انسانی و اسلامی خودش پی ببرد و بدان جامه عمل بپوشاند و به فطرت خداگونه خود آشنا شود آنگاه می‌توان به او لقب انسان متعالی را داد و آنگاه است که خداوند او را از عباد خاص می‌نامد.» با توجه به متن وصیتنامه‌اش و محتوای عالی آن درمی‌یابیم که شهیدان در دانشگاه جبهه درس مردانگی و شجاعت و حسینی‌وار زیستن را آموخته بودند و استمرار انقلاب اسلامی در سال‌های بعد از جنگ هم بدون شک حاصل دفاع مقدسی بود که امثال ابراهیمی از آن سربلند بیرون آمدند و ما قدردان آنها هستیم.