آثارى که در نقاط مختلف روى زمین از دوران هاى قدیم باقى مانده اسناد زنده و گویاى تاریخ هستند، و حتى ما از آنها بیش از تاریخ مدون بهره‏مند مى‏شویم، آثار باقیمانده از دورانهاى گذشته، اشکال و صور و نقوش روح و دل و تفکرات و قدرت و عظمت و حقارت اقوام را به ما نشان می دهد، در صورتى که تاریخ فقط حوادث وقوع یافته و عکس هاى خشک و بى روح آنها را مجسم مى‏سازد.

 

آرى ویرانه کاخ هاى ستمگران، و بناهاى شگفت‏انگیز اهرام مصر و برج بابل و کاخهاى کسرى و آثار تمدن قوم سبا و صدها نظائر آن که در گوشه و کنار جهان پراکنده‏اند، هر یک در عین خاموشى هزار زبان دارند و سخن ها مى‏گویند، و اینجا است که شاعران نکته سنج به هنگامى که در برابر خرابه‏هاى این کاخ ها قرار مى‏گرفتند، تکان شدیدى در روح خود احساس کرده و اشعار شورانگیزى مى‏سرودند چنان که" خاقانى" این آوازها را از درون ذرات کاخ شکست‏خورده کسرى و مانند آن با گوش جان شنیده، و آنها را در شاهکارهاى ادبى سرودند:

 

بر دیده من خندید کاینجا ز چه مى‏گرید؟             خندند بر آن دیده کاینجا نشود گریان!

 

مطالعه یک سطر از این تاریخهاى زنده معادل مطالعه یک کتاب قطور تاریخى است و اثرى که این مطالعه در بیدارى روح و جان بشر دارد با هیچ چیز دیگرى برابرى نمى‏کند، زیرا هنگامى که در برابر آثار گذشتگان قرار مى‏گیریم گویا یک مرتبه ویرانه‏ها جان مى‏گیرند و استخوانهاى پوسیده از زیر خاک زنده مى‏شوند، و جنب و جوش پیشین خود را آغاز مى‏کنند، بار دیگر نگاه مى‏کنیم همه را خاموش‏ و فراموش شده مى‏بینیم و مقایسه این دو حالت نشان مى‏دهد افراد خودکامه‏اى چه کوتاه‏فکرند که براى رسیدن به هوسهاى بسیار زودگذر آلوده هزاران جنایت مى‏شوند.

 

و لذا قرآن مجید دستور مى‏دهد که مسلمانان در روى زمین به سیر و سیاحت بپردازند و آثار گذشتگان را در دل زمین و یا در روى خاک با چشم خود ببینند و از مشاهده آن عبرت گیرند.

 

«قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ»؛ «بگو: در زمین بگردید، پس بنگرید که (خداوند) چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس (همان) خدا نشئه‏ى آخرت (قیامت) را ایجاد مى‏کند، همانا خداوند بر هر کارى بسیار توانا است»

 

آرى در اسلام نیز جهانگردى وجود دارد، و به آن اهمیت زیادى داده شده اما نه بسان توریستهاى هوسران و هوسباز امروز بلکه براى تحقیق و بررسى آثار و سرنوشت پیشینیان و مشاهده آثار عظمت خداوند در نقاط مختلف جهان، و این همان چیزى است که قرآن نام آن را "سیر فى الارض" گذارده و طى آیات متعددى به آن دستور داده است از جمله:

1ـ «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ»؛ « (اى پیامبر! به آنان) بگو: در زمین بگردید، سپس بنگرید که سرنوشت تکذیب کنندگان چگونه شد؟»

 

پیام‏ها:

ـ سفرهاى علمى و آموزنده و عبرت‏آور، ستوده و نیکوست.

ـ شکست و سقوط مخالفان حقّ حتمى است، اگر شک دارید، تاریخشان را بخوانید و با سفر، آثارشان را ببینید و عبرت بگیرید.

ـ عوامل عزّت یا سقوط جوامع، قانونمند است. اگر عواملى مثل انکار و تکذیب حقّ در زمانى سبب هلاکت شد، در زمان دیگر هم سبب مى‏شود.

جهانگردی

 

ـ یکى از عوامل سقوط تمدّن‏ها، تکذیب انبیا است.

ـ جلوه‏هاى گذرا مهم نیست، پایان کار مهم است.

2ـ «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ»؛ «بگو: در زمین بگردید، پس بنگرید که (خداوند) چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس (همان) خدا نشئه‏ى آخرت (قیامت) را ایجاد مى‏کند، همانا خداوند بر هر کارى بسیار توانا است.»

 

پیام‏ها:

ـ جهانگردى، سیر و سفر، مطالعه‏ طبیعت و گردش‏هاى هدفدار، یک وظیفه و ارزش است.

ـ گردش در طبیعت، انسان را به فکر وامى‏دارد.

ـ با مطالعه‏ى دقیق در آفرینش، شک و تردید خود را بر طرف کرده و خدا را بهتر مى‏توانیم بشناسیم.

ـ بهترین دلیل معاد، قدرت‏نمایى خداوند در پدید آوردن موجودات در نخستین مرتبه است.

3ـ «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ کانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکِینَ»؛ «بگو: در زمین سیر کنید پس بنگرید عاقبت کسانى که قبل از شما (زندگى مى‏کردند و) بیشترشان مشرک بودند چگونه بود.»

قرآن مجید دستور مى‏دهد که مسلمانان در روى زمین به سیر و سیاحت بپردازند و آثار گذشتگان را در دل زمین و یا در روى خاک با چشم خود ببینند و از مشاهده آن عبرت گیرند

 

پیام‏ها:

ـ جهانگردى هدفدار، مورد سفارش اسلام است.

 

ـ حفظ آثار عبرت‏انگیز براى آیندگان، لازم است.

 

ـ تاریخ از منابع شناخت است. مطالعه‏ى تاریخ و بهره‏گیرى از حوادث گذشته، چراغ راه آینده است.

 

ـ سنّت‏ها و قوانین حاکم بر تاریخ، ثابت است. (با مطالعه‏ى علل حوادث دیروز، مى‏توان راه امروز را شناسایى کرد.)

 

ـ یک جامعه با اکثریّت منحرف، به قهر الهى مبتلا خواهد شد، گرچه تعدادى خوبان هم در آن باشند. (هر گاه در منطقه‏اى اکثریّت مردم فاسد شدند، جهاد و یا هجرت از آن جا لازم است.)

 

متاسفانه این دستور زنده اسلامى نیز مانند بسیارى از دستورات فراموش شده دیگر، از طرف مسلمانان توجهى به آن نمى‏شود، حتى جمعى از علماء و دانشمندان اسلامى گویا در محیط فکر خود، زمان و مکان را متوقف ساخته‏اند، و در عالمى غیر از این عالم زندگى مى‏کنند، از تحولات اجتماعى دنیا بى‏خبرند و به کارهاى جزئى و کم اثر که در مقابل کارهاى اصولى و اساسى ارزش چندانى ندارد خود را مشغول ساخته‏اند.

 

در دنیایى که حتى پاپها و کاردینالهاى مسیحى که بعد از قرنها انزوا و گوشه‏گیرى و قطع ارتباط با دنیاى خارج، به سیر در ارض مى‏پردازند تا نیازمندیهاى زمان را درک کنند، آیا نباید مسلمانان به این دستور صریح قرآن عمل کنند و خود را از تنگناى محیط محدود فکرى بدر آورند تا تحول و جنبشى در عالم اسلام و مسلمین پدید آید؟

آنچه در آیات فوق گفته شد بیانیه روشنى است براى همه انسانها و وسیله هدایت و اندرزى است براى همه پرهیزگاران. یعنى در عین اینکه این بیانات جنبه همگانى و مردمى دارد تنها پرهیزگاران و افراد با هدف از آن الهام مى‏گیرند و هدایت مى‏شوند.